نفت و گاز دریای خزر
مقدمه
بطور كلي تا اواسط قرن گذشته، اهميت و ويژگي خاص درياي خزر منحصر به عمليات صيد، ماهيگيري و امور شيلاتي و نيز حمل و نقل دريايي و كشتيراني بود؛ اما رفته رفته با شناخت حوضه ها و چاه هاي نفتي در درياي خزر و در پي آن اكتشاف و استخراج نفت از آنها در سال 1947 و 1948 به بعد، اهميت اقتصادي و تجاري اين دريا ازل حاظ وجود ذخاير نفت و گاز و استخراج آنها افزايش يافت. تاريخچه دقيق فعاليت هاي اكتشاف و توليد اقتصادي نفت در كشورهاي همجوار درياي خزر مثل جمهوري آذربايجان به حدود قرن 13 ميلادي ميرسد.
این دریاچه بزرگ که به آن دریا نیز میگویند برای ایران از ضرورت بسیار بالایی برخوردار است. با وجود هزينه بالايي که فعاليت هاي بالادستي نظير اکتشاف و استخراج نفت در اين منطقه براي ايران در بردارد و همچنين وجود منابع عظيم نفت در جنوب کشور، اما نبايد نفت منطقه شمال کشور به حال خود واگذاشته شود. زيرا سرمايه گذاري در منابع نفتي منطقه، از نظر استراتژيک و حضور فعال ايران و جلوگيري از دست اندازي ديگر کشورها به منابع نفت ما در منطقه ضروري است. علاوه بر اکتشاف و استخراج نفت در اين منطقه، ايران مي تواند منافع ديگري در منطقه کسب نمايند که به بررسي آن مي پردازيم.
هدف از این مقاله بررسی مسائل مربوط به نفت و گاز دریای خزر و اهمیت این موضوع بر اقتصاد منطقه و همینطور چالش های پیش رو در تحقق این امر است. این بحث قبل از این که میتواند یک موقعیت اقتصادی برای منطقه بوجود بیاورد از لحاظ موقعیت ایران در بین کشور های منطقه خزر از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و میتواند یک موقعیت سیاسی برای ایران بوجود بیاورد.
مقاله حاضر از روش تحقیق کتابخانه ای می باشد و از مطالب کتب و منابع اینترنتی معتبر مرتبط با موضوع مقاله استفاده شده است.
در آخر محقق قصد دارد که با کنکاش و مطالعات علمی و پژوهشی خود به سؤال محوری تبیین اکتشافات نفت و گاز در حوزه دریای خزر پاسخی علمی و در خور و مناسب بدهد.
تاريخچه اكتشاف نفت در درياي خزر
در حدود هزار سال قبل ، مناطق ساحلي و كم عمق درياي خزر به تدريج از بين رفته و به خشكي تبديل شد و در آنها تراوش طبيعي نفتي مشاهده ميدان نفتيانه كامني يا سنگهاي نفتي در جنوب شرق باكو شد و به اين ترتيب امروزه در سواحل فلات قاره درياي خزر صدها مشعل فروزان چاه هاي نفتي به چشم ميخورد.تاريخچه اكتشاف و توليد نفت در امتداد Aladzhaبرآمدگي خزر جنوبي بين شبه جزيره آپشرون تا منطقه و از باكو تا تركمنستان ، به حدود يكصد و سي سال قبل برميگردد.
ولي تاريخچه دقيق فعاليت هاي اكتشاف و توليد اقتصادي نفت در كشورهاي همجوار درياي خزر مثل جمهوري آذربايجان به حدود قرن 13 ميلادي ميرسد. اولين بار حضور نفت توسط سياحان گزارش شده بود. استخراج نفت در بخش خشكي در حوالي باكو رسماً در سال 1869 ميلادي و اولين اكتشاف و استخراج نفت از درياي خزر در حوضه شبه جزيره آپشرون در سال 1945 صورت گرفت كه ميدان نفتي معروف نفتيانه كامني 1 نيز در آبهاي كم عمق ساحلي شناخته و كشف شد و هم اكنون در حال توليد بوده و سكوهاي مختلف با جاده هاي ويژه دريايي به هم متصل هستند.
با انجام عمليات اكتشاف و استخراج نفت از درياي خزر توسط جمهور يهاي همجوار درياي خزر، در ايران نيز مطالعات، بررسي ها و اقداماتي در جهت شناخت ميدانهاي نفتي در بخش هاي ايراني درياي خزر صورت گرفت كه قدمت اين فعاليتها به سالهاي 1346 و 1347 برميگردد و شركت ملين فتا يرانب رايا و لينب ار عملياتي جهت شناسايي كلي از شرايط ساختاري و نيز چگونگي وضعيت حوضه هاي نفتي انجام داد و از طريق اجراي عمليات لرزه نگاري دريايي توانست اطلاعات ارزنده اي در زمينه هاي ذكر شده بدست آورد و سرانجام با حفاري سه حلقه چاه اكتشافي ( 1376 1368 ) به نامهاي خزر 1، مقداد 1 و ميثم 1توانست علاوه بر اطلاعات ارزشمند زمين شناسي و پارامترهاي مخازن، حضور گازهاي متان تا هگزان را به صورت غير اقتصادي به علت مشكلات حفاري به اثبات رساند. هم اكنون اين عمليات به صورت مدون و پيشرفته ادامه دارد. ( اصنافی ، 1388 ، 26 )
مقايسه نفت و گاز خزر و خليج فارس
مناطق خزر و خليج فارس، دو انبار بزرگ انرژي هستند که اهميت زيادي در بازار جهاني انرژي دارند. از اين رو لازم است نگاهي به منابع نفت و گاز خليج فارس بيندازيم. منطقه خليج فارس بيش از 734 ميليارد بشکه نفت خام اثبات شده دارد که غيرقابل مقايسه با هر منطقه نفت خيز ديگر است. طبق اظهارات جفري کمپ «اين منطقه به تنهايي شامل بيش از 60 درصد ذخاير اثبات شده نفت جهان مي شود که قادر به برآوردن بيشتر تقاضاي در حال رشد انرژي جهان صنعتي خواهد بود. خليج فارس به عنوان منبع حياتي نفت خواهد ماند و درياي خزر به ديگر مخزن مهم انرژي براي هر دو منبع انرژي نفت و گاز تبديل خواهد شد» ميزان ذخاير نفت و گاز کشورهاي خليج فارس و درياي خزر به وضوح نشان دهنده ذخاير ناچيز درياي خزر در مقابل خليج فارس است. اهميت ذخاير نفت و گاز خزر در انتقال آسان آن به بازارهاي جهاني انرژي است. نکته: ميزان ذخاير نفت خليج فارس برگرفته از آمار و ارقام BP است و ميزان ذخاير نفت منطقه خزر برگرفته از آمار و ارقام EIA است کشورهاي منطقه خليج فارس در ابتداي سال 2006 با دارا بودن بيش از 736 ميليارد بشکه معادل 61 درصد ذخاير نفت خام جهان و با ميزان 70 تريليون مترمکعب، معادل 39/5 درصد ذخاير گاز دنيا، بيشترين منابع انرژي دنيا را در اختيار دارند، اما از نظر توليد نسبت به ذخايرشان درصد پايين تري از توليد جهاني را انجام مي دهند. کل کشورهاي منطقه خليج فارس در پايان سال 2005، با توليد حدوداً 24 ميليارد بشکه نفت نزديک به 29 درصد کل توليد نفت خام جهان را انجام داده اند و نيز در همان سال با توليد بيش از 283 ميليارد مترمکعب گاز طبيعي 10/3 درصد از کل توليد گاز طبيعي جهان را انجام داده اند. ترکيب ذخاير نفت خام مناطق خليج فارس با درياي خزر و بخشي از روسيه که نزديک اين دريا قرار گرفته است، بالغ بر 70 درصد منابع نفت خام و 40 درصد ذخاير گاز جهان را شامل مي شود. جفري کمپ بر اساس تراکم منابع نفت و گاز در اين دو منطقه، دو مخزن انرژي در درياي خزر و خليج فارس را «بيضي استراتژيک انرژي» ناميده است.
( شفاعی ، 1380 ، 18-20 )
اهميت اكتشاف نفت درياي خزر
بطور كلي تا اواسط قرن گذشته، اهميت و ويژگي خاص درياي خزر منحصر به عمليات صيد، ماهيگيري و امور شيلاتي و نيز حمل و نقل دريايي و كشتيراني بود؛ اما رفته رفته با شناخت حوضه ها و چاه هاي نفتي در درياي خزر و در پي آن اكتشاف و استخراج نفت از آنها در سال 1947 و 1948 به بعد، اهميت اقتصادي و تجاري اين دريا از لحاظ وجود ذخاير نفت و گاز و استخراج آنها افزايش يافت.
در تحقق هدف اكتشاف و استخراج نفت در كليه بخش هاي خزر از نظر فني ، انجام مطالعات و بررسيهايي در زمينه هاي مختلف ، چون زمين شناسي ، ژئوفيزيك ، ليتولوژي سنگ پايه ، منشأ، مخزن ، پوشش و همچنين شرايط ساختاري و ميزان نفت و گاز قابل استحصال الزامي به نظر ميرسد.
بنابراين با چنين فعاليت هايي مي توان اطلاعات و شناخت بيشتر و ديد روشن تري نسبت به ابعاد و زمينه هاي ناشناخته حوضه درياي خزر علاوه بر هدف اصلي كه اكتشاف نفت مي باشد ، كسب نمود. با توجه به اينكه ميدان هاي مشهور و بزرگي با دارا بودن ذخاير هيدروكربورهاي تجاري در كشورهاي همجوار و نيز حوضه هاي نفتي درياي خزر ، از نظر اكتشاف مدرن و اجراي عمليات استحصال و استخراج نفت در ابعاد وسيع تر ، داراي اهميت ويژه اي مي باشند ، از اين رو ، بهره وري بهينه از ذخاير نفتي درياي خزر و انجام عمليات حفاري به منظور اكتشاف نفت ، هم در خشكي و هم در فلات قاره درياي خزر ، ايجاد همكاري كشور ايران با جمهوري هاي همسايه نفت خيز درياي خزر ، به خصوص آذربايجان ، تركمنستان و قزاقستان كه داراي ارزيابي بهتر و نيز از لحاظ جغرافيايي و ميادين مشترك (چه در خشكي و چه در درياي خزر) از وضعيت مطلو بتري برخورداراند.
( دهقان ، 1382 ، 52- 56 )
عملیات گسترده برای اکتشاف نفت و گاز در دریای خزر
در بالای نقشه جغرافیای ایران که در مثال آن را به گربه تشبیه می کنند بزرگترین توده بسته آبی کره زمین به چشم می خورد. دیدن این توده آبی که دریای خزر نام دارد و به صورت مرز طبیعی قاره آسیا و اروپا می باشد، هر بیننده علاقه مندی را به فراخور حرفه اش به تأمل وامی دارد.
دریای خزر که اکنون پنج کشور ساحلی ایران، آذربایجان، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان در پیرامون آن قرار دارند ۱۲۰۴ کیلومتر طول دارد و عرض متوسط آن ۲۰۴ کیلومتر می باشد. بیشترین عرض آن بین دو بندر آستاراخان و حسین قلیخان می باشد که در حدود ۵۶۰ کیلومتر است. ارتفاع امواج در این دریا به حدود ۱۲ متر می رسد. میانگین ژرفای دریای خزر ۱۸۰ متر است. عمیق ترین قسمت این دریاچه که در جنوب آن واقع است ۱۰۲۵ متر عمق دارد. نوسان آب دریای خزر در دو دهه گذشته ، باعث ازدیاد گستره آن به حدود سی هزار کیلومتر مربع و همچنین افزایش حجم آن به حدود یک هزار کیلومتر مکعب گردیده است. هر چند که دریای خزر به صورت طبیعی بسته است و فاقد ارتباط هیدرولوژیک با دریاهای آزاد می باشد ولی از طریق رودخانه ولگا و سپس کانال به دریای آزوف و دریای بالتیک امکانات کشتیرانی بین المللی در آن فراهم گردیده است. در سال ۱۹۹۱ میلادی، با فروپاشی و تجزیه شوروی به پانزده کشور جداگانه و دیگر حولات و تغییرات در استراتژی های کلان جهانی، چشم اندازی جدید و بعضا اغراق آمیز بر ژئوپولتیک و ژئواکونومیک این منطقه گشوده شد. اعلام ارقام بسیار خوشبینانه از ذخایر نفت و گاز دریای خزر و بی تابی برخی از جمهوری های تازه استقلال یافته برای تأمین هزینه های هنگفت مربوط به رهایی از اقتصاد کاملاً بسته و پیوستن به اقتصاد از محل فروش نفت و گاز ، باعث شد که نگاه های مشتاق بسیاری در پی یافتن فرصت متوجه این منطقه گردد . چنین اوضاع و احوالی و اقدامات عجولانه شرکت های فرامنطقه ای برای سبقت گیری در بهره برداری هر چه سریع تر از ذخایر نفتی باعث شکل گرفتن دیپلماسی جدیدی تحت عنوان دیپلماسی انرژی و لوله های نفتی حول دو فرضیه گردید که یک فرضیه ، بکر و سرشار بودن منابع هیدروکربنی منطقه خزر است و فرضیه دیگر پررونق بودن بازار کشورهای تازه استقلال یافته برای کالاهای مصرفی می باشد.
به هر حال، از آن جایی که این دیپلماسی قبل از تعیین رژیم حقوقی دریای خزر شکل گرفت، نشان می دهد که بیشتر بر اغراق و تمایلات بنیان دارد تا بر واقعیات موجود. حجم ذخایر این منطقه بر اساس برآوردهای انجام شده توسط « آژانس بین المللی انرژی » « IEA » ، ۴۰ ۱۵ میلیارد بشکه تخمین زده شده است که در حال حاضر رقم حداکثر آن از نظر برخی صاحب نظران خوش بینانه تلقی می شود. بر مبنای آمار و ارقام منابع ذی صلاح بین المللی ، دریای خزر می تواند در دهه آینده یکی از مناطق عرضه کننده نفت و گاز به بازارهای جهانی باشد . البته نه در حد و اندازه منطقه خاورمیانه بلکه بالقوه جایگزین مناسبی برای نفت دریای شمال است. وجه تمایز منطقه دریای خزر با دریای شمال در جغرافیای سیاسی و اقتصادی شان است که نشان می دهد بهره برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر با حساسیت بیشتری توأم می باشد . شدت این سیاست ها که ناشی از عدم رژیم حقوقی دریای خزر می باشد به حدی است که حتی روند فعالیت های اکتشافی، انتخاب مسیر مناسب برای انتقال نفت و گاز را با کندی و معطلی مواجه ساخته است. از طرف دیگر مسایل اقتصادی و مقرون به صرفه بودن نفت دریای خزر کماکان مورد بحث و مناقشه می باشد . پنج شاخص که تعیین کننده اقتصادی بودن بهره برداری از یک حوزه نفتی هستند، عبارتند از:
۱ میزان نفت تثبیت شده .۲ میزان و توان تولید .۳ میزان و توان فرآورش .۴ وسعت و ابعاد شبکه انتقال .
۵ قیمت نفت در بازار جهانی و عرصه رقابتی این بازار
اگر برای نفت دریای خزر چهار شاخص اول را در حد نصاب اقتصادی بودن فرض کنیم ، هنوز در مورد شاخص پنجم بین صاحب نظران اتفاق نظر وجود ندارد . به دلیل عمق زیاد دریای خزر نسبت به حوزه های نفتی واقع در خلیج فارس ، مطمئناً هزینه استحصال نفت دریای خزر بیشتر خواهد بود . کما این که بزرگ ترین سازه فلزی خلیج فارس هفت هزار تن وزن دارد در صورتی که وزن بزرگ ترین سازه فلزی دریای خزر یکصد و هفت هزار تن می باشد. در حالی که هزینه استخراج هر بشکه نفت در جنوب یک تا یک و نیم دلار است ، هزینه استخراج هر بشکه نفت در دریای خزر سه تا پنج دلار می باشد . برخی از صاحب نظران به دلیل تفاوت فاحش بین هزینه تولید نفت دریای خزر با خلیج فارس ، تولید نفت دریای خزر را بنا به مقتضیات اقتصادی برای عرضه در بازار جهانی مقرون به صرفه نمی دانند . در همین حال ، بعضی دیگر به روز نبودن تکنولوژی استخراج نفت در آب های عمیق را علت تفاوت فاحش در هزینه تولید می دانند و تولید نفت برخوردار از توجیه اقتصادی در آبهای عمیق شمال آمریکا (خلیج مکزیک) به عمق ۲۲۰۰ متر، برزیل ۳۰۰۰ متر، نیجریه و آنگولا ۱۵۰۰ متر و دریای شمال ۳۷۵ متر که در بازار جهانی نفت عرضه و معامله می شوند را نشان بر این می دانند که نفت دریای خزر هم می تواند مقرون به صرفه باشد . علاوه بر آن ، دلیل می آورند که منابع نفتی ارزان بالاخره روزی به پایان می رسند و اگر بتوان هر چه زودتر به تکنولوژی به روز استخراج نفت در آب های عمیق دست یافت ، تا آن روز با استخراج هم زمان نفت از دریای خزر و خلیج فارس و کاهش برآیند هزینه به حداقل ممکن ، می توان در عرضه به بازار جهانی نفت از افزایش و ذخیره تولید مقرون به صرفه و مطمئنی برخوردار گردید. آنچه مسلم است وارد کردن تکنولوژی که همان شرکت های بزرگ نفتی هستند ممکن نمی باشد. هر چند که مشارکت اصولاً با نوعی امنیت پنهان توأم می باشد ولی علی القاعده در غیاب رژیم حقوقی دریای خزر ، دور از ذهن نیست که تبعات ناشی از این نقصان اساسی مذاکره کنندگان هر یک از کشورهای پیرامونی در مذاکراتشان با شرکای بالقوه را در وضعیتی قرار دهد که به اجبار چاره ای جز رضایت به اعمال محدودیت هایی در منافعشان نیابند. (www.aftabir.com)
در سواحل ایرانی دریای خزر نیز وجود بعضی تراوشات نفتی و گِلفشانها در ساحل شرقی منطقه گرگان و گنبد کاووس از وجود منابع هیدروکربنی احتمالی در منطقه خبر میداد. مهمترین و اولین فعالیت های اکتشافی در سواحل ایرانی دریای خزر در نواحی، علمده- نکا، خشت سر محمود آباد و جنوب قائم شهر انجام شد و پس از آن در سال های 1951- 1978 پس از تشکیل شرکت ملی نفت ایران، در سال 1957 اولین چاه اکتشافی توسط شرکت ملی نفت در نزدیک محمود آباد حفر شد و تا سال 1970، تعداد 16 حلقه چاه در مجاورت گِلفشانها حفر گردید که از تمامی حفاری های انجام شده تنها گاز طبیعی بدست آمد و بررسی های فنی نشان داد که ادامه عملیات غیراقتصادی خواهد بود. در سال 1998 شرکت ملی نفت ایران طی مناقصه ای مطالعه و لرزه نگاری 31000 کیلومتر از جنوب دریای خزر را به کنسرسیومی متشکل از سه شرکت شل، لاسمو و وبا واگذار نمود. با تأسیس شرکت نفت خزر در دی ماه سال 1376 شمسی قرارداد اکتشاف، توسعه و بهره برداری از منابع نفت و گاز دریای خزر و سه استان ساحلی گلستان ، گیلان و مازندران به این شرکت واگذار گردید.
(www.daneshju.ir)
طرح های اکتشافی و نصب سکو در دریای خزر
الف) فعالیت های اکتشافی
از طریق لرزه نگاری دو بعدی و سه بعدی طرح اکتشاف دریای خزر در حال انجام است . در لرزه نگاری ها هوای فشرده وارد آب می شود . در برگشت امواج، سنسورهای تعبیه شده در داخل کشتی انعکاس آنها را دریافت می کنند و با تجزیه و تحلیل اطلاعات ، وضعیت آن منطقه مبنی بر وجود یا عدم وجود نفت در حوزه مورد اکتشاف مشخص می گردد . لرزه نگاری خود به سه مرحله برداشت، تفسیر و process تقسیم می شود . عملیات لرزه نگاری دو بعدی حوزه مورد اکتشاف دریای خزر در مساحتی به حدود ۳۳۰۰ کیلومتر مربع به پایان رسیده است و عملیات لرزه نگاری سه بعدی در مساحتی به حدود ۲۵۰۰ کیلومتر مربع در حال اجرا می باشد.
ب) ساخت سکوی نیمه شناور
از سال ۱۳۷۹ طرح ساخت سکوهای نیمه شناور در بندر نکا به مرحله اجرا درآمد و پیش بینی می شد که در اوایل سال ۱۳۸۴ به پایان برسد . این طرح خود سه پروژه را شامل می شود:
۱. ساخت سه فروند شناور پشتیبانی چند منظوره
۲. ساخت سکوی حفاری نیمه شناور با ۱۴۰۰۰ تن وزن ، ۶/۹۸ متر طول ، ۸/۷۸ متر عرض و دارای قابلیت های حفاری تا عمق یک هزار متر (موقعیت این سکو با یک لنگر تثبیت می شود.
۳. ایجاد تسهیلات ساحلی و فراساحلی برای پشتیبانی عملیات سکوی حفاری نیمه شناور
ج) محدودیت ها و مشکلات اکتشاف و استخراج نفت در آب های عمیق
۱. در هنگامی که دریل حفاری با سرعت بیشتری از ۵۰۰۰ دور در ساعت کار کند، خطر بریدن کابل های تعبیه شده در سیستم حفاظتی آن وجود دارد.
۲. فشار زیاد آب در مناطق عمیق موجب کاهش سرعت عملیات حفاری می شود.
۳. عمق غیر متعارف آب های عمیق ، دسترسی و انجام عملیات تکمیلی و تعمیری را با مشکلات و کندی مواجه می سازد.
۴. تشکیل شدن هیدرات گاز در خطوط لوله استخراج
۵ . در اثر فشار زیاد گل حفاری ، مخزن دچار مشکل می شود.
۶. محدود بودن تعداد کارگاه های ساخت کشتی در دریای خزر که جمعاً در این منطقه هفت کارگاه کشتی سازی وجود دارد.
۷. عمق کم آب در بنادر این منطقه که فقط برای پهلوگیری کشتی های کوچک مناسب می باشد.
۸. امکانات تعمیرات و نگهداری شناورها فقط در بندر باکو وجود دارد.
۹. عدم وجود ناوگان دریایی مناسب فعالیت های اکتشافی در آب های عمیق از قبیل دکل حفاری، کشتی های لرزه نگار و یدک کش (www.aftabir.com)
توسعه رقابت در حوزه خزر
صنعت نفت و گاز در طول تاريخ بيش از 150 سال عمر خود در سال 2008 ميلادي شاهد بالاترين قيمتها بود. شركتهاي نفتي بيشترين سود را به سهامداران خود پرداخت كردند و بهنظر ميرسيد تجربه افزايش مصرف نفت در اوايل قرن بيستم براي صنعت نفت در حال تكرار شدن است.به ياد ميآوريم كه هفت سال پيش يعني در سال 2002 ميلادي قيمت نفت خام در بازارهاي بينالمللي هر بشكه 85/17 دلار معامله شد و در پي افزايش تدريجي قيمت نفت در تاريخ هفتم نوامبر 2007 (خرداد ماه 1387) قيمت هر بشكه نفت خام در بازارهاي بينالمللي به بالاترين حد خود يعني 27/147 دلار رسيد، اما ناگهان بحران اقتصادي جهان را غافلگير كرد و همه چيز دچار تحولات و دگرگوني شد. اقتصاددانان معتقدند كه مصرف جهاني نفت خام تا سال 2030 به روزانه 115 ميليون بشكه خواهد رسيد، عليرغم اين پيشبينيها شركتهاي بزرگ نفتي بودجه فعاليتهاي حفاريشان را پس از بروز بحران اقتصادي در جهان و نبود و يا كمبود اعتبارات بانكي و اعطاي وام براي طرحهاي اكتشافي و توسعه ميادين جديد نفت و گاز از رقم 30 درصد در دهه 1990 ميلادي به 18 درصد و كمتر در حال حاضر كاهش دادهاند. در همين حال شركتهاي نفتي نتوانسته و يا به دلايل مختلف نخواستهاند برنامههاي اكتشاف و توسعه ميادين جديد نفت در آبهاي عميق را به كلي كنار بگذارند و بهطور مثال اينگونه فعاليتها در حوزه درياي خزر همچنان ادامه دارد. در ايران شركت ملي نفت ايران علاوه بر مشكلات ناشي از تحريمهاي اقتصادي و بحران اقتصادي جهاني، پس از انجام پروژههايي در آبهاي جنوبي، براي توسعه همكاريهاي انرژي منطقهاي و همياري با شركتهاي ملي نفت كشورهاي ساحلي درياي خزر، آسياي مركزي و قفقاز، طرح ساخت سكوي حفاري بالارونده «ايرانخزر» و سپس سكوي حفاري نيمهشناور «ايرانالبرز» را به موازات طرحهاي احداث تأسيسات بندري و معاوضه نفت خام در بندر نفتي نكا از محل امكانات و سرمايهگذاري ايراني اجرا و اينك در دست بهرهبرداري قرار داده است. ايران، شركت حفاري شمال را در چارچوب همين طرحها به عنوان يك شركت مستقل براي عمليات و ارائه خدمات حفاري در خشكي و دريا بهمنظور اكتشاف، توسعه و... نفت و گاز و آب به ثبت رسانده است كه مقاصد خود را در راستاي رقابتهاي منطقهاي و جهاني در حوزه خزر نيز به سرانجام برساند.اما اين شركت كه در ليست واگذاريهاي ناشي از اجراي اصل 44 قانون اساسي است، بايد طي پروسهاي و با حمل سازوكارهاي قانوني به وظايف خود در منطقه استراتژيك خزر ادامه دهد.سرمايهگذاران ايراني هم مطابق تحولات جهاني به خريد سهام عرضه شده شركت حفاري شمال در بورس پرداختند؛ در حالي كه علاقهمندي براي مشاركت بيشتر خصوصيها وجود داشت و قرار بود عرضه بلوكي 20 درصدي سهام اين شركت دولتي در آبان ماه سال جاري انجام شود، نماد معاملاتي اين شركت متوقف و فروش سهام باقيمانده به تأخير افتاده است. بعضي از تحليلگران معتقدند كه با توجه به بازگشت رشد اقتصادي و علائمي كه در برخي كشورهاي مصرفكننده مشاهده شده است، ممكن است در افزايش قيمت نفت و گاز تأثير بسزايي بگذارد و در نتيجه ارزش سهام اين دسته از شركتها در جهان ممكن است با اقبال خريداران روبروشود. گرچه اين مجموعه دولتي نمونه موفقي از خصوصيسازي دولت بوده است، اما معادلات وارد شده كه به توقف نماد معاملاتي اين شركت تا هفته پيش انجاميد راه را براي اجراي برخي اهداف بالادستي دولت مشكل خواهد ساخت. جا دارد مسئولان با توجه به اسناد بالادستي و اهداف ملي در جهت توسعه كمپانيها و شركتهاي داخلي ، توسعه خصوصي سازي و عدم مقاو مت در برابر آن و نيز رقابتي كردن توليد در صنعت نفت ،ميزان اثرگذاري خود را بر بازار جهاني انرژي افزايش دهند. (www.edianet.com)
مشکلات توسعه نفت و گاز خزر
موقعيت ژئوپليتيکي و بحران هاي منطقه اي، ايالت هاي متزلزل و بي ثبات و شرايط سرمايه گذاري، نگراني هاي زيست محيطي و وضعيت حقوقي نامشخص اين دريا، همچنين فقدان زيرساخت هاي حمل و نقل و ترانزيت به عنوان يکي از عوامل مهم ، از جمله محدوديت هايي هستند که کشورهاي حوزه خزر با آن رو به رو است.
يکي از مشکلات عمده منطقه خزر که شايد به مانعي مهم در توسعه نفت و گاز منطقه تاکنون تبديل شده است، انحصاري بودن خطوط لوله نفت و گاز منطقه براي روسيه است. داشتن خطوط لوله در اين منطقه بسيار مهم تر از داشتن نفت و گاز است؛ چرا که عدم دسترسي به بازارهاي جهاني و عدم توانايي در صادرات اين منابع سبب مي شود که ذخاير نفت و گاز از اهميت کمتري برخوردار باشد. عدم توانايي کشورهاي منطقه براي ايجاد زيرساخت هاي ترانزيت به دليل وضعيت نامساعد اقتصادي، آنها را وادار به استفاده از سيستم خطوط لوله روسيه مي سازد؛ که در پاره اي از موارد اين کشورها را مجبور به توليدات کمتر نفت و گاز ساخته است. سئوالي که همواره مطرح مي شود اين است که آيا کشورهاي تازه مستقل شده از شوروي سابق بايد به روسيه اعتماد کنند و يا توليد کنندگان منطقه خزر بايد به فکر متنوع ساختن راه هاي انتقال نفت و گازشان باشند. درياي خزر بدون اين که به هيچ درياي آزادي راه داشته باشد، محصور در خشکي است. ارتباط فيزيکي کشورهاي اين منطقه نيازمند ارتباط با کشورهاي همسايه و استفاده از خطوط لوله آنهاست.
تقريباً در همه موارد بحث خطوط لوله صادراتي منطقه خزر، موضوع کشمکش هاي منطقه اي است که يک فاکتور اضافي در مسيرهاي پاياني صادراتي است. گروه هاي مذهبي و نژادي زياد اين منطقه و کشمکش هاي مداومي که در اين منطقه مطرح است تهديدي براي خطوط لوله موجود و زيرساخت هاي آن است. اين مشکلات قومي و منطقه اي بين و درون کشورها، مانعي براي توسعه نفت و گاز منطقه شده است. خوشبختانه در حال حاضر با تلاش توافق نامه امنيت کشورهاي مشترک المنافع صلح موقت برقرار و بيشتر خشونت ها در اين منطقه پايان يافته است. کشمکش هاي اين منطقه که منجر به بي ثباتي هايي تاکنون شده است؛ کشمکش هاي ناگورنو - قره باغ (کشمکش بين ارمنستان و آذربايجان)، چچن (شورشيان جداگرا در روسيه) و آبخازيا (کشمکش بين گرجستان و آبخازيا) است. اگرچه اين کشمکش هاي در داخل اين منطقه بودند اما زيرساخت هاي خطوط لوله در منطقه خزر را با تهديد رو به رو کرده و کشمکش هاي بين کشورها جلب سرمايه گذاران خارجي براي توسعه صنعت نفت و گاز منطقه را با ترديد رو به رو ساخته است. الکساندر راندلي معتقد است که بيشتر کشورهاي حوزه خزر با ايالت هاي ضعيف و سطح فساد بالا هستند. آنچه اهميت دارد رسيدن به سطح ثبات و پايداري اقتصادي و همچنين سيستم شفاف مالياتي براي اين کشورها است تا در بهبود صنعت نفت و گازشان تاثيرگذار باشد. رژيم حقوقي نامشخص درياي خزر نيز عامل ديگري در افزايش اختلافات منطقه اي و تاخير در ادامه توسعه ميادين نفت و گاز منطقه است. مشکلات عمده بر سر ذخاير نفت و گاز منطقه خزر در نبود يک توافقنامه بين پنج کشور حاشيه خزر است. اگرچه روسيه، آذربايجان و قزاقستان موافقت نامه هاي دو جانبه با يکديگر به امضا رساندند، اما همچنان نبود يک موافقتنامه پنج جانبه و کلي در اين دريا و عدم تعيين رژيم حقوقي مانع عمده اي براي توسعه همکاري هاي بين کشورهاي ساحلي براي برداشت و توسعه منابع نفت و گاز اين حوزه است. (www.rasekhoon.net)
حجم ذخایر نفت و گاز دریای مازندران و سهم ایران
اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده آمریکا، ذخایر نفتی دریای مازندران را حدود ۲۰ تا ۴۰ میلیارد بشکه و حجم ذخایر گازی آن را حدود ۲۰۰ تریلیون فوتمکعب برآورد کرده است؛ بر این اساس ذخایر نفتی بزرگترین دریاچه جهان چهار درصد و ذخایر گازی آن ۶ درصد از کل ذخایر دنیا را شامل میشود. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان با جذب سرمایهگذاران و بکارگیری شرکتهای بینالمللی، فعالیتهای گستردهای را برای اکتشاف و استخراج منابع هیدروکربوری در این منطقه آغاز کردند؛ تا آنجا که قزاقستان با کشف میدان نفتی «کاشاگان» همچنین آذربایجان در طرح توسعه میدان «شاه دنیز» به موفقیتهای چشمگیری دست یافتند. ( گوتس ، 2007 ، 20 )
با وجود مسائلی که در زمینه تعیین رژیم حقوقی دریای مازندران میان پنج کشور حاشیه این دریاچه وجود دارد، کشورمان هم همپای کشورهای دیگر منطقه تلاش کرده است تا از منابع این منطقه بهرهبرداری کند؛ هماکنون سکوی نیمه شناور ایران - امیرکبیر، در فاصله ۲۵۰ کیلومتری از ساحل ایران و در عمق بیش از ۹۰۰ متری از سطح دریا، حفر چاههای اکتشافی را در دستور کار دارد.
با وجود برنامههای اکتشافی که چند سالی است از سوی شرکت ملی نفت ایران در این منطقه دنبال میشود، هنوز خبر خوشی در باره کشف ذخایر قابل اعتماد هیدروکربوری در این منطقه منتشر نشده است. (www.tabnak.ir)
نقش و اهميت نفت و گاز منطقه خزر در بازارهاي جهاني انرژي و اقتصاد سیاسی ایران
بازار جهاني انرژي، عرصه داد و ستد حامل هاي انرژي نظير نفت خام و گاز طبيعي است که تا حدودي از قانون عرضه و تقاضا پيروي مي کند. بدين معني که هر چه عرضه نفت و گاز افزايش يابد، ضمن کاهش تقاضا، قيمت ها نيز پايين مي يابد و برعکس، هر چه عرضه کمتر شود، تقاضا و قيمت ها نيز بالا مي رود. البته غير از عامل عرضه و تقاضا که عمده ترين عامل است، عوامل ديگري نيز در بازار جهاني انرژي تاثير دارند؛ نظير بحران هاي سياسي، اقتصادي که از طريق اختلال در روند طبيعي عرضه و تقاضا، ثبات اين بازار را دستخوش دگرگوني مي کند. (سليمانی ، 1381 ، 85 )
در بازارهاي انرژي بين صادر کنندگان و مصرف کنندگان منابع در پاره اي از موارد تضاد منافع وجود دارد. از يک سو کشورهاي صادرکننده سعي مي کنند ميزان عرضه را کنترل کنند تا از ميزان تقاضا و عدم کاهش قيمت مطمئن باشند. در حقيقت اين گروه به دنبال ثبات قيمت ها در بازارهاي انرژي هستند و از طرف ديگر کشورهاي مصرف کننده از طريق سازمان هايي نظير آژانس بين المللي انرژي سعي در بالا بردن ميزان عرضه و ذخيره انرژي و کاهش قيمت ها دارند. باگذشت زمان و با توجه به آنچه که ذکر شد، اهميت منابع نفت و گاز خزر به عنوان يک حوزه انرژي حاشيه اي آشکار مي شود.
به طور کلي دو عامل در اهميت جايگاه منابع نفت و گاز خزر در بازار جهاني انرژي موثر است که عبارتند از:
1- استفاده و بهره برداري از نفت و گاز اين منطقه توسط مصرف کنندگان، جهت اعمال فشار سياسي و رواني بر صادر کنندگان اين منابع و تامين امنيت انرژي بحث امنيت انرژي در چند سال اخير از اهميت خاصي برخوردار شده است و کشورهاي مصرف کننده به دنبال تنوع منابع انرژي خود براي افزايش امنيت انرژي هستند.
2- تسلط قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي بر کشورهاي حوزه درياي خزر از طريق کنترل بر منابع ذکر شده در اين منطقه. ( www.kepco.ir )
منطقه دریای خزر دارای ذخایر نفت و گاز اثبات شده ای معادل 65 تا 75 میلیارد بشکه نفت خام می باشد. ازاین رو تحت تاثیر فروپاشی شوروی و افزایش روزافزون تقاضای جهانی انرژی، اهیمت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک زیادی کسب کرده است. به گونه ای که طبق پیش بینی های انجام شده ، درسال 2020 ، 5/3 درصد عرضه جهانی نفت و 6درصد عرضه جهانی گاز را به خود اختصاص خواهد داد. در خصوص ایران، منابع مذکور به سه شیوه پتانسیل تقویت اقتصاد سیاسی ایران را دارد:
1) بهره برداری از ذخایر نفت خام بخش ایرانی دریای خزر.
2) مشارکت درتوسعه میادین نفت و گاز کشورهای تازه استقلال یافته منطقه.
3) انتقال منابع یادشده به بازارهای جهانی انرژی.
عواید حاصل از این پتانسیل ها به دو شیوه مستقیم و غیرمستقیم حاصل می شود. با این وجود چالشهای ناشی از معادلات جهانی قدرت، منافع ایران در منطقه را با مشکلات و موانع زیادی مواجه ساخته است. این موانع عبارتند از : ضعف و بی ثباتی سیاسی-اقتصادی و عدم استقلال کشورهای انرژی خیز منطقه درتصمیم گیریهایشان ، استراتژی های ایران ستیز امریکا و اسرائیل ، رقابت جدی ترکیه و روسیه با ایران در تسلط بر مسیرهای صدور انرژی منطقه و نهایتا ضعف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با چالشهای مذکور. بنابراین پتانسیلهای یادشده در صورت رفع موانع موجود، به واسطه درآمدزایی و اهمیت بخشی به موقعیت ژئوپلیتیک ایران، اقتصاد سیاسی ایران را تقویت خواهد کرد. (www.ensani.ir)
ایران و منابع نفت و گاز دریای خزر
کشورهای همسایه همچون قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان در برداشت از منابع انرژی این دریا بسیار موفق عمل کردهاند و روز به روز نیز بر تولید خود میافزایند و روسیه نیز فعالیتهای گسترده خود را از چندی پیش شروع کرده و به پیشرفتهای نیز رسیده، اما با وجود این و با توجه به پیشبینیهای اولیه که سهم کشور ما از ذخایر نفت خزر حدود 20 میلیارد بشکه نفت میدانند ( این میزان بسیار بیشتر از منابع ذخایر روسیه در این دریاست) ولی ایران تا کنون در تولید حتی یک بشکه از این میزان نیز ناتوان بوده است. در واقع این سوال مطرح میشود که چه عواملی در این امر نقش داشته است؟ آیا موانع قانونی در این امر دخیل بودهاند و یا عوامل دیگر؟ برخی از کارشناسان علت تاخیر ایران در برداشت از ذخایر نفتی خزر را بلاتکلیفی سهم این کشور از دریای خزر میدانند؛ مساله ای که تقریبا چند سالی است بلاتکلیف باقی مانده و آخرین گمانهزنیها حاکی از آن است که 4 کشور همسایه ما به فکر توافق با یکدیگر بر سر سهم خود از دریای خزر هستند تا در اینصورت ایران را وادار به پذیرش نظر خود کنند. این دیدگاه تا حدی میتواند درست باشد، زیرا برآوردها در ذخایر منابع نفتی ایران حاكي از آن است که بیشترین منابع نفتی شناسایی شده ایران در این دریا، دقيقا در محلهایی است که اختلافات متعددی بر سر تعیین حدود مرزی دریایی با ترکمنستان و بهویژه جمهوری آذربایجان وجود دارد. جدول زیر به خوبي بيانگر اين مساله است:
جدول: ميادين مهم شناساييشده در جنوب درياي خزر
|
بلوك |
عمق (متر) |
نفت در جا احتمالي (معادل ميليون بشكه) |
موقعيت در محدوده |
|
1 (البرز) |
500 |
20000 |
مشترك با جمهوري آذربايجان |
|
29 (چالوس) |
800 |
3000 |
17 تا 22 درصد آبهاي درياي خزر |
|
6 |
750 |
3000 |
14 درصد |
|
24 (نور و رويان) |
700 |
2550 |
17 درصد |
|
23 (رامسر) |
600 |
1500 |
11 درصد |
|
8 |
550 |
1400 |
نزديك ساحل ايران |
|
7 |
750 |
900 |
17 درصد |
|
18 (رودسر) |
80 |
500 |
17 درصد |
|
جمع |
ـــ |
32850 |
نزديك ساحل |
اما این امر نمیتواند عامل اصلی عدم بهرهبرداری کشورمان از منابع نفتی این دریا باشد چرا که اگر بخواهیم یک نگاهی به گذشته و رژیم حقوقی این دریا بندازیم، این گفته تایید خواهد شد. در قرادادهای منعقده بین ایران و شوروی برای چگونگی استفاده از منابع نفت و گاز دریای خزر مقرراتی وضع نشده بود و اصلا مشخص نبود که دو کشور چگونه باید از منابع نفتی دریای خزر استفاده کنند. از آنجایی که طبق معاهده بین دو کشور استفاده از دریای خزر برای هر یک از دو طرف به صورت مشاع قلمداد گردیده بود، لذا هیچگونه مانع قانونی برای حفاری برای ایران وجود نداشت. اما ایران از دست زدن به چنین کاری خوداری نمود و میدان را یا به صورت اجباری و یا به واسطه ضعف دیپلماسی کشورمان برای طرف مقابل خود باز گذاشت و تا سال 1368 هیچ فعالیتی را برای حفاری در دریای خزر انجام نداد.اما مسلما مهمترین عامل برای عدم بهرهبرداری ایران از خزر به صرفه نبودن تولید نفت در دریای خزر برای ایران است. با توجه به اینکه ایران در جنوب دریای خزر و در عمیق ترین قسمت این دریا (كه گاهی به 980 متر هم میرسد) واقع شده و بیشتر منابع نفتی آن در مناطقي است که تقریبا بیش از 600 متر ارتفاع دار د(جدول بالا این امر را به خوبی نشان میدهد). همچنين به نظر ميرسد چاهها تا عمق6000 متری زیر زمین باشد و استخراج نفت نیازمند استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته استخراج در آبهای عمیق است که هزینههای بسیار بالایی را برای فعالیتهای بالادستی نظیر اکتشاف و استخراج نفت در این بخش از دریا میطلبد. همچنین وجود منابع عظیم نفت در جنوب کشور که میتوان با هزینه کمتری در آنها اقدام به عملیات اکتشافی و تولید کرد، از دلایل عمده عدم توجه به بهرهبرداری از منابع ایران در این دریاست.
اما در سالهای اخیر کشورمان نیز فعالیتهایی هر چند کمتر و ناکافی را در این قسمت از دریا شروع کرده است. با توجه به اینکه ایران امیدی به اجماع پنج کشور ساحلی خزر بر روی تقسیم عادلانه دریا ندارد، درصدد است تا میدان را برای طرفهای مقابل برای محق دانستن خود و ادعاهای بیپایه و اساس آنها باز نگذارد. از اینرو تهران در سالهای اخیر بدون توجه به نظام فعلی دریا، تلاش کرده است در حوزههای مورد نظر خود فراتر از خط فرضی حسین قلی _ آستارا به فعالیتهای اکتشافاتی بپردازد. البته تا آنجا که این امر به بحران در روابط با چهار کشور دیگر ساحلی منجر نشود. چنین رویکردی نشان میدهد که مهمترین عامل در شروع فعالیتهای نفتی ایران در دریای خزر مشخص نبودن رژیم حقوقی خزر است. بنابراین ایران درصدد است اجازه ندهد خط فرضی مذکور به عنوان مرز دریایی کشور شناخته شود و بنا دارد قبل از آنکه ماجرای تقسیم دریا جدی شود، جای پای خود را ورای آن خط فرضی محکمتر کند.در همین رابطه ايران مطالعه اكتشافي كامل خزر جنوبي (در محدودهاي حدود 22 درصد از خزر) را انجام داده و براي نخستين بار ساختارهاي محتمل نفتي اين منطقه براي حفاريهاي اكتشافي مشخص گرديده است. براساس اين مطالعه احتمال وجود نفت و گاز در حداقل 8 بلوك آن بيشتر ميباشد. از آنجا كه اكثر اين بلوكها در عمق 400 تا 800 متر از سطح آب قرار دارند، لذا براي انجام حفاري اكتشافي در آنها به دكلي مناسب نظير دكلهاي نيمه شناور نياز است كه جهت ساخت چنين دكلي براي حفاري تا عمق 1000 متر نيز اقداماتي صورت گرفته است. در این راستا ایران سکوی استخراج نفت خویش موسوم به "ایرانالبرز" را با حضور"محمود احمدی نژاد" رئیس جمهوری اسلامی ایران در دریای خزر به آب انداخت که امکان اکتشاف ذخایز نفت و گاز را در این دریا را فراهم میسازد. البته مشخص نیست که ایران سکوی اکتشافی خویش را در کدام قسمت از دریای خزر مستقر خواهدکرد. در این راستا احتمال ميرود که ایران تلاش خواهد کرد از آن برای بهرهبرداری از حوزههای نفتی دریای خزر (که در فاصله80-50 کیلومتری از خطوط مرزی" آستارا - حسن قلی "واقع شده كه به قول رقبای ایران در این دریا، در دوران اتحاد شوروی مرز آبی میان مسکو و تهران به حساب میآمده) استفاده نمايد. بدین ترتیب کشورمان با وجود بهرهبرداری گسترده سایر کشورهای ساحلی این دریا، متاسفانه در زمینه اکتشاف و استخراج نفت و گاز در دریای خزر کارنامه موفقي ندارد. در واقع به جز مشارکت 10 درصدی در پروژه گاز «شاه دنیز» در جمهوری آذربایجان، فعالیت دیگری از ایران به ثبت نرسیده است. شرکت نفت دریای خزر(کیپکو) مدت 12 سال است که با گرفتن بودجه از وزارت نفت، حتی یک پروژه به انجام نرسانده و در این زمینه حتی یک بشکه نفت نیز تولید نکرده است. مدیر عامل کیپکو اظهار داشته که ما منتظر ده میلیارد دلار هستیم تا پروژههای خود را شروع کنیم. سکوی حفاری آرش پس از تلاش فراوان از خلیج فارس به دریای خزر منتقل گردید و در روز اول حضور خود در دریای خزر ناگهان آتش گرفت. دکل حفاری نیمه شناور البرز یا امیرکبیر همچنان در حال افتتاحهای مجدد است، اما از فعالیت حفاری آن خبری نیست.(www.iraneurasia.ir)
ايران بازار مصرف نفت و گاز خزر
ايران از توليدکنندگان و مصرف کنندگان اصلي انرژي در منطقه است. ميزان مصرف انرژي در سال 1384 روزانه تقريباً معادل 1344/8 ميليون بشکه نفت انرژي توليد و معادل نزديک به 935/61 ميليون بشکه نفت، انرژي مصرف شده است. مناطق توليد نفت و گاز بيشتر در جنوب کشور متمرکز شده اند و اصلي ترين نواحي مصرف در شمال و مرکز ايران قرار دارد. روزانه در حدود 893 هزار بشکه نفت از ميادين جنوبي روانه پالايشگاه هاي اصفهان، تهران، اراک و تبريز مي شود. بخش اعظم 255 ميليون مترمکعب در روزگاري هم که در ايران در سال 1384 به مصرف رسيده، از جنوب کشور روانه شمال شده است.
مصرف بالاي انرژي در شمال کشور از يک طرف و فاصله زياد تا نواحي نفت و گاز جنوب از طرف ديگر هزينه ها را افزايش مي دهد و اين در حالي است که منابع نفت و گاز در منطقه خزر واقع در شمال ايران نيز وجود دارد که مي توان نواحي شمالي کشور را از آن تامين کرد و معادل آن را در خليج فارس از نفت و گاز جنوب صادر کرد و يا تحويل داد.
نهايتاً مي توان گفت بسياري از کشورها در درون و بيرون منطقه خزر براي امتياز توسعه ذخاير نفت و گاز آن رقابت مي کنند که اين رقابت در جهت دستيابي سهم بازاري پر سود و منفعت منابع منطقه صورت مي گيرد.
نقش ايران با توجه به قرار گرفتن در مجاورت اين منابع با گسترش همکاري هاي بين المللي مي تواند پر رنگ تر باشد و به بيان ديگر با توجه به آنچه بيان شد، منافع اقتصادي و سياسي زيادي را در بر داشته باشد.
ميزان ذخاير حوزه خزر را با توجه به آمار و ارقام واقع بينانه مي توان در حدود 44-17 ميليارد بشکه نفت خام و در حدود 257 تريليون فوت مکعب گاز طبيعي و همچنين 230 ميليارد بشکه نفت خام درجاً و احتمالي و 239 تريليون فوت مکعب گاز احتمالي دانست هر چند که برآوردهاي اغراق آميزي از منابع اين منطقه شده است. بنابراين با توجه به آمار و ارقامي که ذکر شد، درياي خزر دو حامل انرژي يعني نفت و گاز را در خود جاي داده است که از يک طرف نياز شديد کشورهاي منطقه به درآمد حاصل از اين منابع در داخل و از سوي ديگر سياست هاي استيلاجويانه کشورهاي فرامنطقه اي و شرکت هاي چند مليتي، اهميت ژئوپليتيک اين منطقه را بالا برده است. اين در حالي است که هنوز سرنوشت رژيم حقوقي اين دريا مشخص نشده و شرکت هاي ذکر شده ضمن امضاي موافقتنامه هاي متعددي با جمهوري هاي تازه استقلال يافته حوزه اين دريا، عمليات اکتشافي را آغاز کرده اند. آنچه در حال حاضر از اهميت فوق العاده اي برخوردار است، تعيين رژيم حقوقي اين دريا است که مي تواند توسعه نفت و گاز منطقه را به همراه داشته باشد.
گسترش خطوط لوله نفت و گاز نيز مي تواند در بهره برداري و افزايش اکتشافات و توسعه نقش بسزايي داشته باشد. ايران نيز که اين ذخاير غني در مجاورت و همسايگي آن قرار گرفته است، همچون پلي دو حوزه انرژي خيز خزر و خليج فارس را به هم متصل مي کند. موقعيت ويژه و خاص ژئوپليتيکي ايران در اين ميان مي تواند زمينه گسترش همکاري ها با کشورهاي همسايه خزر را به وجود آورده و سواپ نفت و فرآورده هاي نفتي با قدرت بيشتري دنبال گردد. علاوه بر اين که ايران مي تواند در انتقال منابع نفت و گاز منطقه مشارکت داشته باشد و منافع اقتصادي و سياسي را عايد خود سازد، مي توان با مشارکت بخش خصوصي و دولتي در پروژه هاي توسعه ميادين نفت و گاز خزر همکاري هاي بين المللي را گسترش داد و در جهت يکي شدن کشورهاي منطقه و اتخاذ سياست هاي همکاري از حضور کشورهاي ابرقدرت و حکمراني آنها در منطقه کاست. مصرف بالاي نفت و گاز در ايران نيز همواره مشکلات انتقال نفت و گاز از جنوب به شمال کشور را در بر داشته است که با رويکردي اقتصادي مي توان منابع نفت و گاز خزر را چه به صورت سواپ و يا خريد، اين منابع را در شمال کشور مصرف کرد و يا معادل آن را به فروشنده در جنوب کشور تحويل داد.
در نهايت مي توان گفت ايران مي تواند از طريق ايجاد تداوم ارتباطات با کشورهاي منطقه در جهت گسترش و توسعه نفت و گاز منطقه و همچنين همکاري هاي بين المللي حضور خود را در منطقه پر رنگ تر سازد. (www.rasekhoon.net)
نتیجهگیری
رژيم حقوقي نامشخص درياي خزر نيز عاملی در افزايش اختلافات منطقه اي و تاخير در ادامه توسعه ميادين نفت و گاز منطقه است. مشکلات عمده بر سر ذخاير نفت و گاز منطقه خزر در نبود يک توافقنامه بين پنج کشور حاشيه خزر است. يکي از مشکلات عمده منطقه خزر که شايد به مانعي مهم در توسعه نفت و گاز منطقه تاکنون تبديل شده است، انحصاري بودن خطوط لوله نفت و گاز منطقه براي روسيه است. داشتن خطوط لوله در اين منطقه بسيار مهم تر از داشتن نفت و گاز است؛ چرا که عدم دسترسي به بازارهاي جهاني و عدم توانايي در صادرات اين منابع سبب مي شود که ذخاير نفت و گاز از اهميت کمتري برخوردار باشد. اگر چه منابع نفت و گاز ایران برابر کل منابع دریای خزر تخمین زده شده و اگر چه اکتشاف و استخراج در بسیاری از مناطق دیگر در خاک ایران به ویژه در جنوب سادهتر و عملیتر و کمهزینهتر ميباشد و حتی اخیرا گفته میشود منابع عظیم نفت و گاز در حوزه ایرانی خلیج فارس شناسایی شده که احتمالاً مناسبات انرژی جهان را دستخوش تغییر خواهد ساخت، اما آیا ميزان کم منابع نفتی ما در خزر و یا هزینه بالای استخراج آن، بر این امر دلالت میکند که کشورمان هیچ فعالیتی را برای اکتشاف، حفاری و استخراج در این دریا انجام ندهد و عرصه خزر را همانند گذشته، در برابر طرفهای مقابل خود خالی کند؟ این امر بر خلاف منافع ملی و مصالح کلی کشورمان خواهد بود حتی اگر هزینه استخراج در دریای خزر بسیار بیشتر از خلیج فارس باشد. این مساله میتواند ارتباط تنگاتنگی با چگونگی سهمگیری ایران در خزر داشته باشد. در این راستا کشورمان میبایست با گسترش فعالیتهای خود در ورای خط فرضی مذکور که کشورهای دیگر در صدد تحمیل آن به عنوان مرز دریایی به ایران هستند، جای پای خود را ورای آن خط فرضی محکمتر کند.طبق متن راه های بهره برداری از دریای خزر بسیار سخت است و مشکلات فراوانی اعم از اقتصادی و سیاسی بر سر تحقق این امر وجود دارد که مسئله استخراج و بهره برداری از نفت و گاز دریای خزر را بیش از پیش دشوار ساخته است اما این امر باعث نمی شود که دولتمردان ایران از این نعمت خدادادی صرفه نظر و اکتفا به نفت و گاز جنوب کنند.
پیشنهادات
بر طبق متون ارائه شده در مقاله حاضر و نتیجه گیری حاصل از آن پیشنهادات و توصیه هایی در جهت تبیین مسئله اکتشاف نفت و گاز و توسعه این بخش در حوزه دریای خزر بخصوص در ایران ارائه می دهیم که عبارتند از:
1) برگذاری جلسات میان کشور های منطقه دریای خزر برای حل مسائل حقوقی دریای خزر
2) لغو انحصاری بودن امتیاز خط لوله گاز نفت و گاز برای روسیه
3) حل اختلافات و مشکلات قومی و محلی بین و درون کشورهای حوزه دریای خزر که مانعی برای ترانزیت و توسعه نفت و گاز می باشد.
4) شناسایی میادین مهم نفت و گاز در جنوب دریای خزر
5) فراهم آوردن زیر ساخت ها در شمال کشور به منظور بهره برداری و ایجاد اشتغال برای مردمان منطقه در آینده
6) اهتمام بیشتر دولت مردان ایران و وارد آوردن فشار بیشتر به شرکت های مسئول نفت و گاز برای اهتمام ورزیدن بیشتر آنان به بهره برداری از طرح های اکتشافی و توسعه این طرح و برنامه ها
7) احداث و ایجاد تأسیسات بندری و معرضه نفت و خام در منطقه دریای خزر در شمال کشور
8) همکاری و همیاری با شرکت های ملی نفت و گاز و کشورهای ساحلی دریای خزر به منظور ساخت و ایجاد سکوهای حفاری بالارونده و سکوهای حفاری نیمه شناور در شمال کشور
9) مي توان با مشارکت بخش خصوصي و دولتي در پروژه هاي توسعه ميادين نفت و گاز خزر همکاري هاي بين المللي را گسترش داد و در جهت يکي شدن کشورهاي منطقه و اتخاذ سياست هاي همکاري از حضور کشورهاي ابرقدرت و حکمراني آنها در منطقه کاست.
منابع
( اصنافی محمد رضا (1388) ، تاریخچه اکتشاف نفت در دریای خزر ، جلد دوم ، انتشارات همه ، تهران )
( دهقان فتح الله (1382) ، بررسی منابع نفت و گاز حوزه خزر ، جلد اول ، انتشارات همه ، تهران )
( سلیمانی امین الله (1381) ،تأثیر منابع نفت و گاز منطقه خزر بر اقتصاد سیاسی ایران ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، انتشارات دانشگاه ، تهران )
( شفاعی غلامرضا (1380) ، ذخایر انرژی دریای خزر ، جلد اول ، انتشارات دانشگاه ، تهران )
( گوتس رولاند (2007) ، منابع نفت و گاز منطقه خزر ؛تولید وچشم انداز تا سال 2015 ، انتشارات امیر کبیر ، تهران )
(www.aftabir.com)
(www.edianet.com)
(www.ensani.ir)
(www.iraneurasia.ir)
( www.kepco.ir )
(www.rasekhoon.net)
(www.tabnak.ir)